محمد رایانمحمد رایان، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره

رایان بزرگ مرد کوچک

واکسن چهار ماهگی

سلام نفسم امروز مامانی با بابا محسن بردنت و واکسن چهار ماهگی  تو زدن .الهی من قربون اونا پاهای کوچولوت برم .یک کم گریه کردی وقتی واکسن بهت زدن بعد که آمدی خونه خوابیدی اینم عکسهای امروزت     الهی خاله قربون اون چشمهای نازت بشه راستی جیگر طلا تاپ شرت سبز تنت تو از بندر عباس برات آوردم با یک عالمه وسایل دیگه   ...
12 خرداد 1391

رایان و کفشدوزک

سلام جیگری سلام نفسی سلام عشق خاله دیروز عصر رفتم با دوستم بیرون تو بازار یک کفشدوزک دیدم خیلی خوشم آمد برات خریدم فکر میکنم خوشت آمده چون حسابی براش دوق میکنی رایان عشق خاله ای       ...
10 خرداد 1391

حمام رایان جون

سلام پسر خاله امروز صبح با مامانی حمام بردیمت حسابی حمام دوست داری .کم کم داری چهار ماه میشی  عزیز خاله قرار جمعه بری سبزوار خونه بابا بزرگت اونا هم دلشون برای جیگر طلا تنگ شده معطل آمدنت هستند    ...
9 خرداد 1391

لباس عید رایان

عکس رایان جیگر  عید 91  سبزوار  طلا خاله اولین عید زندگی تو رفتی سبزوار خونه بابا بزرگ و مامان بزرگ و با آونا بودی حسابی خوشحال بودی وما اینجا دل تنگ  عکس رایان عزیز با لباس عیدش در سبزوار که دو ماه است ...
9 خرداد 1391

شکرانه

الهی.... به خواب فرشته کوچک من آسایش! به بیداریش عافیت! به عشقش ثبات! به مهرش تداوم! وبه عمرش برکت جاودان عطا کن! شکرانه اش با من..   ...
8 خرداد 1391

تبریک روز مادر از طرف رایان

پسر کوچولو خاله میخواد روز مادر به مامان میترا تبریک بگه  وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت. شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم. مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آور...
8 خرداد 1391